گزارش چهارمین برنامه Movie Night با فیلم Lord of War
فیلم ارباب جنگ یا Lord of War  فارغ از حواشی هالیوودی و تجارت اسلحه  بی شک یکی از بهترین فیلم های مدیریتی است که یک پروسه کامل کسب و کار را از لحظه تولد تا اوج و تمامی چالش های آن را تا انتها به تصویر میکشد . تیتراژی بس گویا که یکی از مهمترین اصولی که در یک کسب و کار باید به آن توجه شود یعنی "سفر محصول" را در یک وله چند ده ثانیه ای به زیبایی به تصویر میکشد . از لحظه تولید تا لحظه مصرف توسط مشتری نهایی ، همان مسیری است که صاحب یک کسب و کار باید در وهله اول بشناسد و یک چشم انداز ونقشه راه کلی از کسب و کارش که باید ترسیم کند .
ارباب جنگ انتخاب این هفته برنامه Movie Night  باشگاه کسب و کار ماهان بود که با استقبال حضار و تحلیل مدیریتی برگزار شد .
یوری را میتوان نمونه یک کارآفرین کامل و حرفه ای دانست که یک اشتباه بزرگ از شروع کار باعث شد در نهایت با تمام قدرت و زکاوتی که در کارش داشت با شکست روبرو شود . تیم سازی که یکی از اصول اولیه شروع کسب و کار است شتباه یوری در کسب و کارش بود . شراکت با برادرش که شخصیتی کاملا متضاد وغیرحرفه ای و نا همسو با وی دارد در بسیاری از موارد دردسر های زیادی برای یوری ایجاد میکند و نهایتا جان خود را نیز از دست میدهد . تیم سازی در صورتیکه اشتباه صورت پذیرد حرفه ای ترین کسب و کار را هم میتواند به ورطه شکست بکشاند درحالی که تیم سازی  حرفه ای، منطقی ، همسو و هدفمند به طور معجزه واری میتواند به پیشرفت کمک کند .
موضوع کارآفرینی که شالوده فیلم بر اساس آن شکل گرفته است در اکثر لحظات فیلم کاملا به چشم می آید . یوری همه را به چشم یک فرصت کاری می بیند و در قسمتی از فیلم میگوید در آمریکا از هر دوازده نفر یک نفر اسلحه دارد ،پس یازده نفر دیگر میتوانند مشتری من باشند . یوری ما را به این باور میرساند که تنگنا ها مادر نبوغ است و تمام چالش ها را به چشم یک فرصت برای فروش می نگرد. در سکانسی دیگر یوری میگوید وقتی در روزنامه اسلحه میبینم با خودم فکر میکنم چرا من آن را نباید بفروشم ؟ او عاشق کالایی است که می فروشد و یک عاشق با چند بار نه شنیدن منصرف نمیشود و با مداومت و ممارست نهایتا به نتیجه دلخواه میرسد.
یکی دیگر از نکات مهمی که یوری به ما می آموزد این است که فروش، رفتن به دل بازار است و نمیشود با نشستن پشت میز انتظار فروش داشت . او به مذاکرات در فروش بسیار اهمیت می دهد و به شدت اعتقاد دارد که مذاکره برد – برد بهترین حمایت و پوشش برای کسب و کار اوست تا جایی که مشتری او رقیب یوری را که برای فروش پیش او رفته بود میکشد تا حس خوبی را که یوری در مذاکرات برد برد به او داده بود را برایش جبران کند . یوری هیچ وقت از موضع قدرت مذاکره نمکند و همیشه اول به طرف مقابل امتیاز میدهد و حس برنده بودن را در او به وجود می آورد و سپس امتیاز خود را به راحتی از طرف مقابل میگیرد .
مدیریت بحران قسمت جدانشدنی از کسب و کار است که به شدت در فیلم احساس می شود . در لحظه ای که حتی در حین معامله برادرش کشته می شود منطقا میداند که کاری نمی تواند انجام دهد و بحران را به منطقی ترین شکل مدیریت می کند . در سکانسی دیگر وقتی مجبور به نشاندن هواپیما در وسط جاده می شود ترجیح میدهد که تمام اسلحه ها را به رایگان بین بومیان پخش کند تا دستگیر گردد . ریسک پذیری بالا با محاسبات منطقی در کنار مدیریت عالی بحران ها او را به بیزنسمنی غیر قابل پیش بینی برای رقبا و پلیس تبدیل میکند. لحظه لحظه این فیلم را شاید بی اغراق بتوان به دانشگاه کسب و کاری تشبیه کرد که سرشار و لبریز از درس های مدیریتی است .در این گزارش سعی شد فقط به تعدادی از نکات کلیدی بپردازیم و به تمام دوستانی که این فیلم را ندیده اند پیشنهاد میکینیم همانطور که در شروع گزارش گفته شد، فارغ از حاشیه ها و نوع محصول مورد تجارت با دیدی کارآفرینانه به تماشای این فیلم بنشینند.

تصویری از برنامه Movie Night


lordofword



مطالب مرتبط


قسمت سوم برنامه اینترنتی نگرش،تحلیل اقتصاد ایران در سال 1400

پیام بگذارید