تور مدیریتی|بیزنس تور ماهان، سفر مدیران عامل

تور مدیریتی ماهان، سفر مدیران عامل

بیزنس تور ماهان، تور مدیریتی ویژه دانش‌پذیران دوره های مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیرعاملی

 

تور مدیریتی مدیران ماهان ، جمعه اول آبان با حضور 70 مدیرعامل موفق از صنایع مختلف برگزار شد. این برنامه بهانه ای بود تا مدیران عامل از سازمان های مختلف در فضایی دوستانه و محیطی دلپذیر کنار هم آمده و  به دور از مسائل هر روزه ی کسب و کار، ساعاتی به هم اندیشی و تبادل نظر بپردازند.

 

 

70 مدیرعامل در تور مدیریتی ماهان

 

 

 

این تور مدیریتی یک روزه، شامل کارگاه هایی متعدد با رویکرد مسائل و چالش هایی بود که مدیران عامل با آن مواجهند. از جمله مباحثی که در طول سخنرانی های اساتید، به آن پرداخته شد میتوان اشاره ای کرد به: "بررسی جایگاه ایران در گزارش جهانی سهولت کسب و کار سال 2020 و پیش بینی آینده کسب و کار در کشور"، "5 وسوسه مدیران عامل"، "تصمیم گیری و تمام کردن کارهای نا تمام!"، "مولتی تسکینگ (Multitasking)، خوب یا بد؟!"،"تفاوت تدوین استراتژی در محیط های ساده و پایدار با استراتژی در محیط های پیچیده و ناپایدار" و "سه وظیفه اصلی مدیران ارشد".

 

کارگاه مدیریتی بررسی جایگاه ایران در رده بندی سهولت کسب و کار

 

راه اندازی یک کسب و کار در نیوزلند نیم روز به طول می انجامد و در ایران 72 روز کاری!

در سخنرانی نخست این تور مدیریتی، به بررسی جایگاه ایران در گزارش جهانی سهولت کسب و کار سال 2020 پرداخته شد. تحلیل و آنالیز این گزارش، مبنای تصمیم گیری مدیران کشور برای آینده کسب وکار، تصمیمات مدیریتی و تدوین استراتژی های سازمانی خواهد بود.

در این گزارش، ایران جایگاه 127 ام را از میان 190 کشور از منظر سهولت کسب و کار در سال 2020 داشته است. این رده بندی، عوامل مختلفی را مورد بررسی قرار داده و بر اساس آن، کشورها را از سهل ترین تا سخت ترین فضای کسب و کار فهرست کرده است.

در جایگاه نخست این جدول، کشور نیوزلند قرار دارد که حداقل زمان مورد نیاز برای راه اندازی یک کسب و کار در آن، نیم روز است و در آخرین جایگاه، کشور سومالی است.

ایران در این رده بندی، جایگاه 127 را دارد و حداقل زمان لازم برای راه اندازی یک کسب و کار در آن، 72 روز است.

 

بررسی جایگاه ایران در رده بندی سهولت کسب و کار جهانی

 

 

در بخش دیگری از این گفتگو، به بررسی 10 کشور برتر در زمینه اصلاحات اقتصادی پرداخته شد:

در این رده بندی جهانی، عربستان در راس اصلاحات اقتصادی برای ایجاد سهولت در کسب و کار قرار دارد و پس از آن به ترتیب، کشورهای اردن، توگو، بحرین، تاجیکستان، پاکستان، کویت، چین، هند و نیجریه قرار گرفته اند.

 

عربستان در راس اصلاحات ساختار اقتصادی

 

رویکرد اصلی این قسمت از برنامه که توسط جناب آقای دکتر اولیایی گردآوری، تحلیل و ارائه شده بود، آگاه ساختن مدیران عامل از شرایط کسب و کار کشور و جایگاهی است که بانک جهانی برای آینده کسب و کار در ایران متصور است. با داشتن این چشم انداز و تحلیل جایگاه کشور، مدیران میتوانند برنامه های استراتژیک کسب و کار خود را با نگاهی کلان پایه ریزی کنند.

طبق گزارشات ارائه شده، شرایط اقتصادی کشور، سخت و پرچالش است! آنقدر که در ضمن رویداد، مدیرانی که این چالش ها را به جان خریده اند، سربازان اقتصادی کشور خوانده شدند! اما همیشه آینده از آن کسانی بوده است که از پا ننشسته اند و در هر تهدید، به دنبال فرصت ها گشته اند.

 

5 وسوسه مدیران عامل! دام هایی که مدیران در آن گرفتار میشوند!

 

کارگاه پنج وسوسه مدیران عامل، توسط جناب آقای دکتر سیاری، بنیانگذار و مدیرعامل موسسه آموزش عالی ماهان، برگزار شد. این کارگاه مدیریتی، با یک پرسشنامه شخصی 5 بخشی آغاز شد. مدیران به تمامی سوالات به صورت فردی پاسخ داده و در ادامه ی کارگاه، مرحله به مرحله با دام هایی که در آن گرفتار شده اند آشنا میشدند. آنچه در اینجا آمده، چکیده ای است از مباحثی که به آن پرداخته شد:

 

کارگاه پنج وسوسه مدیران عامل

 

دام اول: اهداف شخصی مقدم بر اهداف سازمانی!

سالهای ابتدایی شروع کسب و کارتان است. به سود دهی رسیده اید و رونق مالی داشته اید. پول را از صندوق شرکت بیرون آورده و صرف خرید خانه میکنید یا صرف سرمایه گذاری مجدد برای شرکت؟

بسیاری از مدیران در این دام گرفتار میشوند. تمیز دادن اهداف و رویاهای شخصی از سازمانی و اولویت دادن به اهداف سازمانی! سخت است که تمام سختی ها را به جان بخرید، شرکت را به سود دهی برسانید، انتهای سال تمامی کارمندان شما به تفریح و سفر بپردازند و شما پولی که میتوانید از صندوق خارج کنید را برای بار دیگر در سازمان سرمایه گذاری کنید!

سخت است که آسایش شخصی، خانوادگی، رویاها، تفریحات، برنامه ها و تصمیمات فردی را گاهی در اولویت قرار نداد!

باید بدانیم، رهبرانی، 10 سالگی، 20 سالگی و ... و چند ده سالگی سازمانشان را جشن میگیرند که اهداف سازمانی را قربانی اهداف و رویاهای شخصی نکند.

 

دام دوم: مهرطلبی!

مدیر فروش جدیدی استخدام کرده اید. چند ماه از شروع کار گذشته و روال مطابق با برنامه فروشی که ارائه شده نیست. روابط شما خوب و صمیمی است. او تمام تلاشش را میکند اما از تارگت ها جا مانده اید!

آیا به او هشدار میدهید، زمان مشخصی را برای جبران اعلام میکنید و در غیر آن صورت عذرش را میخواهید؟

یا هیچ نمیگویید و فرصت دیگری به او می‌دهبد؟

مهرطلبی از جمله ی دام هایی است که مدیران عامل در آن گرفتار میشوند. مدیرانی که اهداف سازمان و برنامه های آن را قربانی دوستی و محبتی میکنند که از کارکنان خود دریافت کرده اند. این مدیران نباید فراموش کنند که مهم ترین وظیفه یک مدیرعامل تحقق رویای مشتری است! نه مهرورزی و مهرطلبی!

 

دام سوم: تصمیم گیری در قطعیت! مدیرعاملی که تا حصول نتیجه قطعی، تصمیم خود را به تعویق می اندازد.

آیا شما مدیر نکته سنج و ریزبینی هستید؟ به این نکته سنجی، دقت و وسواس خود می بالید؟ آیا تا شواهد و نتایج کامل نشود هیچ تصمیمی نمیگیرید؟

این دام و وسوسه سومی است که مدیران دچار آن میشوند! پرداختن به جزئیات، به تعویق انداختن تصمیم، وسواس و ریسک پذیری پایین!

این مدیران گاه آنقدر درگیر جزئیات و تکمیل اطلاعات میشوند و تصمیم گیری خود را به تعویق می اندازند که رقیب، محصول را وارد بازار کرده و فرصت را از آن ها می‌رباید. یک مدیر باید توانایی ریسک کردن و تصمیم گیری در عدم قطعیت را داشته باشد.

تصمیم گیری اصلی ترین توانایی یک مدیر است. یک مدیر مردد، از کسب و کار جا میماند!

 

دام چهارم: اصرار به هم آوایی در سازمان!

حال و هوای جلسات شما در سازمان چگونه است؟ آیا جلسات با صلح و آرامش برگزار میشود؟ یا مدیران یکدیگر را، سازمان را و شما را به چالش میکشند؟!

شما به دنبال چه نوع جلساتی هستید؟ آیا به نظر شما تنش در جلسات، بین افراد کدورت ایجاد میکند؟ آیا از ایجاد چالش پرهیز دارید و میخواهید آرامش حاکم بر سازمان محفوظ بماند؟ چقدر در گفتگو ها شفاف و صادق هستید و چقدر فضای گفتگوی انتقادی را باز میگذارید؟

یکی از تله هایی که مدیران عامل در آن گرفتار میشوند همین است. هیچ مدیری دوست ندارد فضای سازمانش متشنج و پر از چالش باشد. هیچ مدیری دوست ندارد روابط افراد در سازمان کدر و توام با دلخوری باشد. اما باید بدانید سخن نگفت آفت هر رابطه ای است و روابط کاری از آن مستثنی نیست.

در زبان انگلیسی تشبیهی هست تحت عنوان "The elephant in the room"، به معنای "فیلی در اتاق!"...این تشبیه شرایطی را عنوان میکند که موضوع مهمی در میان است  و همه از آنگاهند اما کسی حرفش را نمیزند! انگار که فیلی در اتاق باشد و هیچ کس به روی خود نیاورد!

نقدینگی سازمان به مشکل خورده و کسی در جلسه سازمان به آن اشاره نمیکند، مبادا مدیر داخلی به مدیر مالی خرده بگیرد و مدیر مالی با مدیر فروش برخوردی داشته باشد! کمپین تبلیغاتی اخیر شرکت یک افتضاح سازمانی بوده، کسی حرفش را نمیزند مبادا مدیر تبلیغات شماتت شود و به مدیرعامل گله کند! گویی فیلی در اتاق است، آن هم درست روی میز جلسه و کسی از آن حرف نمیزند!

 

فیلی در اتاق!

 

 

دام پنجم: من اشتباه کردم!

اعتراف سخت است، اعتراف به اشتباه برای هیچ کس ساده نیست، به خصوص برای مدیرعاملی که در راس یک سازمان قرار دارد و خود را قهرمان آن مجموعه میداند!

باید بدانیم که رهبران هم اشتباه میکنند و رهبران موفق آن هایی هستند که جسارت آن را دارند تا مقابل همه بایستند و بگویند که: "اشتباه کردم!"

 

در طول این کارگاه یک ساعته، مدیران عامل تجربیات خود را در خصوص دام ها و وسوسه هایی که سر راهشان بوده، با هم به اشتراک گذاشتند. جناب آقای دکتر سیاری، این بخش از برنامه را با یک سوال از مدیران به پایان رساند: "بهترین روز شغلیتان چه روزی بوده؟"

شما اگر بخواهید به این سوال پاسخ دهید چه میگویید؟

 

مدیران عامل در تور مدیریتی ماهان

 

 

تصمیم گیری و اهمیت تمام کردن کارهای ناتمام!

در بخش دیگری از تور مدیریتی روز جمعه، جناب آقای دکتر صبور به چند موضوع و چالش مهم در مدیریت پرداخت. ایشان بخشی از صحبت های خود را با این مثال آغاز کرد که در یک مطالعه، از دو گروه از افراد خواسته شد یک فیلم ویدئویی را به تماشا بنشینند. برای گروه نخست فیلم به طور کامل پخش شد، اما برای گروه دوم پیش از رسیدن به پایان داستان، فیلم را متوقف کردند.

پس از مدتی سراغ هر دو گروه رفتند و جزئیات فیلم را از آن ها پرسیدند. آنچه جالب توجه بود، این بود که گروه دوم که فیلم را ناتمام مشاهده کردند جزئیات بیشتری را به خاطر می آوردند!

پرونده های باز در ذهن ما باقی میماند و بخشی از انرژی ما را صرف میکنند! افراد تمایل ندارند کاری را نیمه رها کنند و اگر پرونده ای را در ذهن خود باز کنند تا آن را به نتیجه نرسانند آرام نمیگیرند. حال تصور کنید یک مدیر مدام تصمیمات خود را به تعویق بیندازد. مدام پرونده هایی جدید در ذهن خود باز کند و نیمه کاره رها کند اما چرا ما تصمیم نمیگیریم؟

چرا گاه تصمیم گیری برای یک مدیر تا این اندازه سخت است.

آقای دکتر صبور در ادامه از مدیران عاملی که در این تور مدیریتی حضور داشتند خواست تا چند مورد از تصمیماتی که به تعویق انداخته اند و در حال حاضر پرونده آن گوشه ذهنشان باز است را روی کاغذ بنویسند تا با آسیب شناسی دلایل به تعویق انداختن تصمیم گیری، کمک کند پرونده های باز خود را ببندند.

 

دو عامل اصلی به تعویق انداختن تصمیم گیری

    1- ترس از تکرار گذشته

    گاه تجربیات ناخوشایند و ناموفقی که از تصمیمات قبلی داریم بر تصمیم گیری های ما در آینده تاثیر میگذارد. "آخرین بار که به شریکم اعتماد کردم و ..."،"آخرین بار که به مدیرم اجازه اینو دادم که ....."،"آخرین بار که یه نفرو اخراج کردم و ..."،"آخرین بار که وام گرفتم و ..." این "اگه دوباره"ها، "نکنه اینجور بشه"ها، "من این راهو رفتم"ها خیلی وقت ها مانع از آن است بتوانیم تصمیم درست و به موقع داشته باشیم.

      2- کمال گرایی

        این مورد همان است که جناب آقای دکتر سیاری نیز در سخنرانی، 5 وسوسه مدیران عامل به آن پرداختند "تصمیم گیری تنها در زمان قطعیت!". بسیاری از مدیران تا تمام شواهد را در دست نداشته باشند، قادر به تصمیم گیری نیستند. باید بدانیم که در زمان قطعیت دیگر تصمیم گیری معنایی ندارد! زمانی که بتوان به طور قطع درست را از غلط تمیز داد، همه میتوانند تصمیم بگیرند! هنر یک مدیر به تصمیم گیری در عدم قطعیت است. این که بداند تا کجا نیاز به جمع آوری اطلاعات و شواهد، بررسی و تحلیل است و از کجا به بعد باید از شهود مدیریتی خود بهره بگیرد و جسارت تصمیم گیری داشته باشد.

       

       
       

      دانش پذیران دوره مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیرعاملی ماهان در کارگاه 5 وسوسه مدیران عامل

       

       

       

      دکتر صبور در بخش دیگری از این تور مدیریتی به بحث Multitasking پرداخت. چیزی که شاید اغلب مدیران به نحوی با آن مواجهند. بعضی به خود میبالند که فردی Multitask هستند و دیگران در صدد آنند تا شاید بتوانند مهارت انجام چند کار هم زمان را به دست آورند. اما...

       

      مولتی تسکینگ (Multitasking) خوب یا بد؟!

       

      شاید جالب باشد بدانید، انجام چند کار در آن واحد یا آنچه از آن به مولتی تسکینگ (Multi-Tasking) یاد میکنیم، نه تنها مهارت نیست که در حوزه کاری و مدیریتی توصیه هم نمیشود. اما چرا؟ در این بخش از تور مدیریتی روز جمعه به حقایقی در خصوص عواقبت مولتی تسکینگ پرداخته شد:


      - کاهش بهره وری

      انجام چند کار به صورت هم زمان، بهره وری افراد را کاهش میدهد. ما گمان میکنیم که در آن واحد چند کار را انجام میدهیم! در حالی که در حقیقت، بهره وری خود را در تمامی آن ها پایین آورده ایم و هیچ کدام را به طور تمام و کمال به نتیجه نمیرسانیم. طبق مطالعات انجام شده، خسارت مالی ناشی از مولتی تسکینگ در ایالت متحده، سالانه 650 میلیارد دلار برآورد شده است!

      _ کاهش کارایی مغز

      طبق محاسبات انجام شده، Multitasking تا 15 درجه IQ افراد را پایین می آورد. اگر میخواهید بدانید، 15 درجه کاهش آی کیو یعنی چه؟ باید بدانید 15 درجه کاهش IQ مانند این است که شب گذشته را نخوابیده باشید و سر کار بیایید و یا قبل از رسیدن به دفتر ماریجوانا مصرف کرده باشید!

      _ توهم توانایی!

      طبق بررسی های انجام شده، اغلب افراد مولتی تسک، برداشت اشتباهی از توانایی های خود دارند و جالب است بدانید مطالعات نشان داده که بیشترین خطاها در محیط های کاری از این افراد سر زده است.

      _ اضطراب!

      شاید توضیح این مورد نیاز به ارائه Fact و آمار نداشته باشد! همه ما به نحوی اضطراب ناشی از انجام هم زمان چند کار را تجربه کرده ایم و البته اینکه این اضطراب اعتیاد آور است!

      _ اعتیاد به انجام هم زمان چند کار

      Multitasking متاسفانه به شدت اعتیاد آور است! افراد به انجام هم زمان کارها عادت میکنند و زمانی که روی یک کار خاص تمرکز دارند احساس بی فایدگی، ناکارآمدی و بی کاری دارند و مدام به دنبال یافتن کارهای جانبی هستند! شاید تجربه کرده باشید که در طول انجام یک کار مهم بی دلیل ایمیل های خود را چک کنید، بی دلیل سراغ پرونده های مالی بروید، قراردادی که نیمه تمام مانده بود را باز کنید و تا به خود بیایید میبینید 10 فولدر جدید در سیستم باز کرده اید و باز روز از نو روزی از نو!

      _ خطر جانی

      و در پایان اینکه سالانه 1.6 میلیون نفر تنها در ایلات متحده به دلیل انجام چند کار هم زمان در حین رانندگی تصادف کرده اند! این عدد 6 برابر آمار تصادفات ناشی از مصرف الکل است!

       

      تصمیم گیری در محیط ساده و پایدار در مقایسه با تصمیم گیری در محیط پیچیده و ناپایدار

       

      این بخش از برنامه تور مدیریتی، توسط جناب آقای دکتر هاشمی، از اساتید گرامی دوره مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیرعاملی ماهان ارائه شد. دکتر هاشمی در این بخش با نگاهی استراتژیک به تفاوت محیط های ساده و پایدار و محیط های پیچیده و ناپایدار و تفاوت تصمیم گیری در این دو محیط پرداخت.

      این مبحث از جمله مباحثی است که در طول دوره های مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیرعاملی ارائه میشود. مدیران عامل باید محیط هایی که درآن حضور دارند را شناسایی کنند، ماهیت آن را بشناسند و توانایی تدوین استراتژی و تصمیم گیری را در هر کدام آن ها داشته باشند.

       

      محیط های ساده و پایدار، به محیط هایی با تعداد متغیر پایین اطلاق میشود. محیط هایی که در آن، بررسی و تحلیل چند عاملِ محدود، میتواند منجر به تصمیم گیری شود. در مقابل محیط های پیچیده و ناپایدار قرار دارند. محیط هایی که متغیرهای بسیاری در تصمیم گیری ها تاثیرگذارند و خود این متغیرها نیز پایدار و همیشگی نیستند.

      تصمیم گیری و تدوین استراتژی در محیط های پیچیده و ناپایدار، نیاز به دانش، مهارت، شهود و تجربه مدیریتی دارد.

      یکی از مواردی که در دوره های مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیر عاملی به آن توجه ویژه میشود، ارتقا مهارتهای مدیران به نحوی است که توانایی تصمیم گیری را در شرایط و محیط های مختلف داشته باشند.

      زمانی که محیط پیچیده و ناپایدار است، یکی از ابزارهای مهمی که مدیران باید به آن مجهز باشند، ارتباط با مراکز فکری است. مدارس کسب و کار از جمله مراکزی هستند که این امکان را برای مدیران فراهم میسازند. وقتی متغیرهای محیط مدام در حال تغییرند، مدیران باید بتوانند خود را به دانش و مهارت های روز مسلح کنند، باید بتوانند با اساتید و مدیران بازار کسب و کار در ارتباط بوده و به تبادل اطلاعات و تجربه بپردازند، باید مراجعی را برای رصد بازار کسب و کار در دست داشته باشند و راه های عبور از چالش های جدیدی که تا پیش از این وجود نداشت را بیابند.

      دوره "مدیر عامل حرفه ای" و پس از آن به شیوه ای عمیق تر دوره "DBA مدیرعاملی" با تمرکز بر این نیاز طراحی شده اند.

      توجه به متغیرهای محیط و تغییرات این محیط پیچیده و ناپایدار تا به آن حد است که سرفصلهای ثابت و از پیش تعیین شده ای برای دوره DBA مدیرعاملی در نظر گرفته نشده است و تمامی مباحث مطابق با نیاز روز مدیران تدوین میشود.

       

       

      سه وظیفه اصلی یک مدیر ارشد

      سخنرانی "سه وظیفه اصلی یک مدیر ارشد" در بخش دیگری از تور مدیریتی روز جمعه، توسط جناب آقای دکتر نظری مهرابی از اساتید گرامی ماهان در دوره مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیرعاملی ارائه شد.

        1-پیدا کردن مسئله

        یک مدیر ارشد، با اتکا به دانش و مهارت خود باید بتواند سوال هایی از این دست را پاسخ دهد که :"امروز مسئله اصلی بازار من چیست؟"، "امروز مسئله اصلی مشتری من چیست؟"، "امروز مسئله اصلی سازمان من چیست؟"

        2-شناخت فرآیندهای سازمانی

        یک مدیر باید فرآیندهای سازمانی خود را به درستی بشناسد.

        3-یافتن راه حل درست برای مسئله

        و وظیفه نهایی یک مدیر، پس از یافتن مسئله، یافت راه حلی درست با شناخت از فرآیندهای سازمانی است.


      جناب آقای دکتر نظری مهرابی در پایان تجربه خود را از دوره های مدیرعامل حرفه ای و DBA مدیرعاملی اینگونه بیان کرد که:

      "سالها است که در مراکز آموزشی بسیاری و در دوره های مختلف تدریس میکنم، از دانشگاه تا موسسات! اما قاطعانه میگویم که این دوره بهترین و لذت بخش ترین تجربه کاری من بود! دوره ای که در آن روی صحبت ما دقیقا با مدیرعامل، است! با شخصی است که در راس سازمان قرار دارد!"

       

      تصاویری از تور مدیریتی مدیران عامل ماهانی را مشاهده میکنیم

      Mahan Business Tour | بیزنس تور ماهان

       

       

       


       

       

      تور مدیریتی روز جمعه با این جمله از دکتر نظری مهرابی پایان یافت که: "کشور در شرایط اقتصادی دشواری است، مدیریت یک کسب و کار در این شرایط اقتصادی تنها عشق میخواهد و بس!


      گر بخواهید در این یکدم عمر


      نیک جویای حقایق باشید

      و به نزد همه نیکان جهان

      بس برازنده و لایق باشید

      هدفی ناب بیابید و در راه وصال

      عالم عامل عاشق باشید! "

       

      چالوس، جمعه 1 آبان، تور مدیریتی ماهان

       

       

       

       دوره مدیرعامل حرفه ای ماهان

       

       



    مطالب مرتبط


    هم آموزی و یادگیری اساتید ماهان و به روز آوری دانش ، مهارت و آخرین متد های یادگیری

    پیام بگذارید